قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4659
تاريخ الفي ( فارسى )
حمله بردند و عليشاه و در ويشك با بيست كس ديگر به كمك ايشان بيرون آمدند . طغاىبوقا بهادر از لشكر مخالف دوچار آقتيمور شده به قتل آمد و يكى از مخالفان كه به شجاعت مشهور بود ، غنيم قزانبوقا « 1 » شد و او هر دو دستش را بگرفت و چندان نگاه داشت تا آنكه ديگرى از لشكر صاحبقران به مدد او رسيده مخالف را به قتل آوردند و از بالاى حصار مردمى را كه نزديك آمده بودند تيرباران كرده برگردانيدند . و توكل با صد مرد از لشكر مخالف حمله آورد . و صاحبقران با پانزده سوار از قلعه بيرون آمد و توكل كه ديوارى را پناه خود كرده بود از بيم شمشير ايلچى بوقا بگريخت . و بهرام كه همراه ايلچىبوقا بود ، به زخم يكى از لشكر منصور به قتل رسيد و از موافقت و مساعدت اقبال امير موسى با هفت هزار سوار آبروى ناموس بر خاك ريخته از پيش اندك مردمى كه در ركاب ظفر انتساب بود بگريخت و ملك بهادر با پنج هزار سوار از لشكر قراوناس « 2 » از طرف دروازهء خزار « 3 » هنوز ايستاده بود كه صاحبقران گيتىستان چون خاطر از طرف ابو موسى جمع كرد با شصت كس روى شجاعت به طرف وى آورد . و او بىآنكه شمشير بكشد ، سپر بينداخت و از پى ابو موسى رفت . حضرت صاحبقران ، امير يوسف الدين و امير جاكو را به تعاقب نامزد كرد . « 4 » اما امرا از بسيارى غنيم انديشيده تغافل كرد و آن حضرت به نفس نفيس خود مرتكب آن امير خطير شده و جمعى كه در عقب لشكر غنيم بودند ، ايلچىبوقا را گريزانيده و صاحبقران به كمك ايلچىبوقا رسيده آنها كه ايلچىبوقا را گريزانيده بودند ، اسبان كوتل خود را هم گذاشته گريختند . آرزو ملك آغا ، دختر بايزيد جلاير ، كه زن امير موسى بود « 5 » در موافقت بهادر ملك گريخته مىرفتند . صاحبقران به ايشان نزديك رسيد . با ملك بهادر خطاب كرد كه « از سر خون ريختن تو درگذشتم ، از اين رفيقان جدا شو . » « 6 » وى غنيمت جان منّت دانسته از عورات جدا شده [ 458 الف ] سر خويش گرفت و آن حضرت تنها به قصد گرفتن آن زنان روان شد و نوكرى عاشق باز « 7 » همراه ايشان بود . هرگاه آن حضرت نزديك مىرسيد ، تيرى در كمان نهاده مىكشيد و نمىانداخت . آن حضرت به گمان آنكه او در فن تيراندازى مهارتى دارد عنان كشيده مىداشت كه مبادا زخمدار شود . در اين وقت سمند برق سپرش بهواسطهء جوگيرى از
--> ( 1 ) . مطلع السعدين : غزان بهادر ؛ ظفرنامه : غزان بوقا بهادر . ( 2 ) . ق ، ش : قراوباش ؛ م : قراوباس . ( 3 ) . هر سه نسخه : حرار . ( 4 ) . مطلع السعدين : « فرمود كه امير جاكو و امير سيف الدين تا تنگ جكجك در پى رفته دشمنان را به دست آرند . » ( 5 ) . مطلع السعدين : « و خاتون امير موسى ، آرزو ملك به تومان آغا حامله بود . » و اين تومان آغا سالها بعد به ازدواج امير تيمور درآمد . ( 6 ) . مطلع السعدين : « از خاتون جدا شو . » ( 7 ) . ظفرنامه : عاشق تاز .